بلاهای طبیعی ، بلاهای خود ساخته

بلاهای طبیعی ، بلاهای خود ساخته

در کنار این مواهب حوادث غیر قابل پیش بینی هم درکمین تمام مخلوقات میباشد ! حوادثی چون غرش آتش فشانها ، سونامی دریاها ، رانش زمین وکوه  ها قدرت نمائی طوفانهای مهیب ، بارش بی محابای نزولات آسمانی ، حرکت سیل های مخرب ، لرزش گسلهای زیر زمینی ،  زلزله های خانمان برافکن و دیگر بلایای به اصطلاح طبیعی ، به انسان فهماند که برای بقای خودش باید به گونه ای مسالمت آمیزبا این انبوه حوادث کنار بیاید .چون در برابر این حوادث کاری از دستش بر نمی آید .

اما زمانی که انسان ، با فراهم کردن شرایطی ، باعث ایجاد  حوادث مخرب میشود  و ریسک زندگی به همراه خطر آفرینی خود ساخته را بالا میبرد ، جای تعجب است ! 

فرضا با شنیدن خبری که در فلان جا ، زمین دهان باز کرده و چند خودرو حتی کامیونی را بلعیده ، آدم هم تعجب میکنه و هم متوحش میشود ! یعنی احساس میکنه که گام برداشتنش روی زمین کاملا شانسیه ! یعنی نمیدونه این زمین قرار وی را ببلعد یا نه ! این حادثه میتواند برای یک منزل حتی یک برج هم اتفاق بیافتد . 

یا جاری شدن سیل که باعث تخریب واحدهای سکونتی یا اشیای گران بها یا حتی خود انسان و حیوان وحشی و اهلی شود . یا آتش سوزی های گسترده که داشته های چند هزار ساله طبیعت را در چند روز زجر آور تبدیل به تلی از خاکستر و ذغال میکند . مثالها بسیارند ام هدف و منظوراز این مقدمات چیست ؟

 منظور نحوه غلط  زندگی مستاجرین هفت میلیاردی روی زمینه که برای زندگی کوتاه مدت شصت هفتاد ساله خود ( کمی بالا و پائین زیاد فرقی نداره ) چنان بلائی به سر محیط زیست می آورند که تا سالیان سال فرزندانشان هم که پای روی زمین میگذارند رسک زندگیشان بالاتر میرود و زندگیشان توام با مشقات خواهد بود .

آیا جاری شدن این سیلها ، ناشی از عدم فهم و درک و شعور انسان نیست که در زمان به اصطلاح سازندگی ، به زیر ساختها بی توجه بوده که شاید مسیر آب به ناکجا آباد هدایت میشود مثل سیل وحشتناکی که چند سال پیش شیراز را سیراب کرد !

یا وقتی برای تملک خود خواهانه کوهی را میشکافد ، آیا غافل از فجایع و تبعات آن خواهد بود ؟ آیا نمیداند که شاید رگه های زیر زمینی را تحریک کرده و گسلی را فعال خواهد ساخت ؟!

یا با رانتهای پشت پرده و متاسفانه به جای بهره بردن از مهندسین ، طراحان ، نقشه کشان ، معماران و دیگر دست اندرکاران حرفه ای و دلسوز ، پروژههای عظیم را به دست دست و پا چلفتی های معمار نما میدهند بعد از مدتی زیر ساختهای عمرانی به جائی میرسد که برای نمونه با بارش بارانی در دل یک شهر باید شاهد باتلاقی میبود که تا مدتها اثرات ناخوشایند آن چون لکه آبروبر بر چهره شهر باقی میماند . 

به دلیل کسترده بودن بحث و شکافتن معظلاتی که چگونه مشقات شهر به وجود می آید و چه باید کرد ناچارا در شماره بعدی باید به آن پرداخت . با امید به آنکه رفاه عمرانی روزی به ایران برگردد و برای رسیدن به این مهم با شعار به ماملک بامیلوکس تکیه کن ، تا شماره بعد و ادامه بحث روزهای خوشی را آرزو میکنیم .

0 نظر ثبت شده است.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عکس خوانده نمی شود