خانه های رویائی و دست یافتنی ! (قسمت اول)

خانه های رویائی و دست یافتنی ! (قسمت اول)

جوانی با دست خالی ( به راستی خالی حتی دریغ از یک چاقوی ناخنگیر ! ) بله با دست خالی راهی منطقه ای میشود که بیشتر به دامنه کوهی در جوار برکه و جنگلی شبیه بود . جوان شروع به فعالیت کرده و از چند شاخه درخت به ابعاد مختلف ابزار آلاتی برای کنده کاری و گودال برداری آماده میکند . 

جوان مبتکر از سنگهای دامنه کوه چند قطعه برداشته تا از آنها برای به نتیجه رسیدن اهدافش کمک بگیرد . بعد از مدتی تلاش ، وسایل  وی که شامل بیل کوچک ، کلنگ حفاری ، قلم های کنده کاری ، ماله ، تیشه و ابزارهای دیگررا آماده کرده و کارش را شروع میکند.

 جوان مصمم در طی چند روز در محوطه ای حدود صد متر، پی یک ساختمان را میکند ( به اصطلاح فونداسیون ) سپس با خالی کردن یک قسمت کوچک از تنه درختی ،  ظرفی درست کرده ودر چندین نوبت ، از چشمه کنار کوه با ظرف مذکور، آبی آورده و در گودالی که قبلا برای اینکار کنده بود ، خالی میکند . اینکار طی ساعاتی انجام شده تا گودال پر از آب میشود . 

سپس به مرور خاکها را با آب مخلوط کرده و پی ساختمان را پر میکند . تا زمانیکه پی خشک میشود ، جوان در قسمت دیگری با تنه درختان چند قالب ساخته و با ترکیب خاک و آب ، بلوکهائی را آماده کرده و در زیر تابش خورشید قرار میدهد . وی با ساخت مکانی و چیدن سنگهائی مبادرت به ساخت یک کوره میکند . روشن کردن آتش با دو چوب نوک تیز مشابه انسانهای اولیه صورت میگیرد . کوره در میان آتش گرم شده و بلوکها در کوره جای میگیرد تا به استحکام لازم برسد . مجددا تا زمان خشک شدن بلوکها سروقت درختان رفته و با الیاف گیاهان ، کلافهائی را آماده میکند . 

اینطور که مشخص بود جوان خلاق گویا شناخت کافی از خاکهای منطقه و همینطور از الیاف درختان جنگلی و هر آنچه که به کار میبست ، داشت . 

بعد از آماده شدن مصالح ابداعی ، جوان سازنده دست به کار شده و بنای خود را شروع به آماده شدن میکند . بعد از چند روز دیوارها کشیده شده و با بریدن الوارهائی ، سقف را پوشش میدهد و روی آن را با الیاف میپوشاند . در قسمتهای مختلف ماملک، چند پنجره درست میکند . برای ورود به خانه نیز، با ایجاد چهارچوبی در میان ماملک ، دربی را که از چند شاخه و الوارساخته است را ، در میان چهار چوب قرار میدهد . جالب اینجا بود که برای درب خانه و پنجره ها لولا هم درست میکند . 

بعد از خشک شدن در و ماملک، با خاکی مخصوص و مخلوط صمغ درختی ، رنگی را ساخته و با شاخه های کوچک بته ها شروع به رنگ آمیزی دیوارها میکند . رنگی متفاوت هم برای درها و چهار چوبها آماده و روی آنها میمالد . 

خلاصه در طی یکی دو هفته خانه جوان آماده میشود . خانه ای با اتاقهای خواب ، چند میز و صندلی برای نشیمن ، حمام با آب گرم  ( چون این جوان زیر ساختمان ، تون حمام درست کرده بود که وظیفه گرم کردن آب حمام را انجام میداده است ! ) حتی سکوئی روی دیواره تون حمام که در آن آتش روشن بود ، ساخته و برای خشک کردن لباسها و مسایلی از این دست استفاده میکند . بالاخره خانه وی که با دست خالی و با کلی اراده ساخته شده بود ، در جوار جنگل خودنمائی میکند . خانه ای که در قیاس با برجهای آنچنانی شهرها ، بسیار دلچسب تر و عظیم تر ، مینمود . 


به ماملک بامیلوکس تکیه دهید

0 نظر ثبت شده است.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عکس خوانده نمی شود