انسان از ابتدا صاحب خانه بوده !(قسمت اول)

انسان از ابتدا صاحب خانه بوده !(قسمت اول)

شاید انسان در زمانی که هنوز به درکی نرسیده بود ، شعور و احساسی نداشت ، هیچ حس دوست داشتنی نداشت ، هیچ قدرت تشخیصی نداشت ، از پیرامونش خبر نداشت ، نا خودآگاه این عشق و نیازش را لمس کرده بود ! در زمانی که هنوز اصلا دست و پائی نداشت و هنوز از نظر فیزیکی ، دچار کمبود بود چون  کامل نشده بود حس نیاز به داشتن چهار دیواری ، در وی غلیان پیدا کرد ! 

آدمیزاد احساس کرد جائی هست که به آن تکیه کند ، و آنجا ، جائی نبود جز رحم مادر! اولین چهار دیواری زندگیش که فقط متعلق به او بود !  اولین چهاردیواری اختیاری که انسان احساس و تجربه کرد در دنیای درونی مادر بود ! بارها شنیده شده که نان و مسکن تنها خواسته و نیاز انسان بوده و خواهد بود و او در این شرایط هم نان داشت و هم مسکن ! اما خب این خوش نشینی نه ماهه و غیر قابل تمدید به آنی میگذرد و انسان با اولین قانون تخلیه اجباری از اولین چهار دیواری رانده میشود ! او وارد دنیای واقعی میشود و ازآن پس در این دنیای پرآشوب ، یاد میگیرد باید برای این نیازش بجنگد ، تلاش کند ، چون در این دنیای پر آشوب جائی برای خوش نشینی نیست . او که در زمان تملکش در چهار دیواری رحم مادر فهمی از سند منگوله دار نداشت فهمید که دردنیای واقعی که برای به دست آوردن این سند باید خود را به آب و آتش بزند . به هر حال نان و مسکن حق انسان است و باید این حق دیده شود اما خب ...

 فقط یک سئوال ، از بامیلوکس چه میدانید و چه میخواهید ؟! و ما میگوئیم به ماملک بامیلوکس تکیه دهید !

در هر حال علاقه بشر به خانه و ملک ، گاهی منجر به اتفاقات تلخ و شیرینی در طول زندگیش میشود که در اینجا به یکی دو تا از آنها بد نیست اشاره کنیم . البته در شماره دیگر اتفاقات پیرامون ملک و زمین در سراسر دنیا را بازگو میکنیم .

ملک و لج و لجبازی

بارها شنیده ایم که کشورهائی بر اثر یک تغییرات هندسی یا حرکتهای زیرساختی ، تصمیم میگیرند چهره شهر را دگرگون کنند . بدیهی است که اغلب شهرداریها ، ارگان مسبب این دست از اقدامات هستند . از این رودست اندر کاران شهرداری امکان داره مبادرت به خرید متعلقات معارضین شهری که در مسیراین ساخت و سازها میباشند ، بکنند . اخذ رضایت از این جماعت هم حکایتها داره وماجراهائی بوجود می آورد . چندین سال پیش حدودا پنجاه سال قبل در زمان تغییر و اصلاح میدان توپخانه ، همه خریدها انجام شده بود به جز یک مغازه ساعت فروشی نقلی که صاحبش پیرمردی یک دنده بود که میگفت : (الا و بلا نمیفروشم )

پروژه عظیم شهری شروع شد و مسئولین به گمان اینکه طرف تو این بریز و بپاش خسته میشه و تسلیم میشه ، ادامه میدادند . اما پیرمرد با خونسردی به کارش ادامه میداد و جالب اینکه عده ای آب به آسیاب ماجرا میریختند و با هر مشقتی بود به اصطلاح برای تعمییرساعت نزد وی میرفتند!

بالاخره شهرداری که دید حریف نمیشه ، تسلیم اراده پیرمرد شده و تن به خواسته عجیب و غریب وی میدهند حالا مشابه این ماجرا در چین اتفاق افتاده و مردی حاضر به فروش خانه خود به شهرداری نشده است . 

به گزارش خبرگزاری ( آدیتی سنترال ) زمانی که مسئولین شهر ( گوانگدونگ ) قصد داشتند بزرگراهی را بسازند ، شروع به خرید معارضین سر راه پروژه کردند اما یک خانواده حاضر به فروش نشدند . هرچه مسئولین مبلغ را بالا بردند افاقه نکرد و مرد خانواده تن به تخریب خانه اش نداد ! بالاخره بزرگراه ساخته شد و خانه مرد یکدنده دقیقا افتاد میان بزرگراه ! نتیجه این لج بازی موضوع جذابی شده برای گردشگران و توریستها که در زمانهای مختلف سری به این بزرگراه چهار بانده زده و خانه ای در دل بزرگراه را نظاره گر باشند !

این ماجرا نشان دهنده علاقه و عشق ونیاز و حق بشر، به داشتن یک سرپناه و چهاردیواریه ! این در تمام دنیا صدق میکنه یعنی هر حکومتی که میخواد محبوب و جاودانه بشه و نام نیکی در اوراق تاریخ برایش نوشته بشه ، باید برای مردمانش نان و مسکن را در نظر بگیره ، البته خدا هم باید گوشه چشمی به بنده اش بکنه یعنی اگه یه وقت شانس و موقعیت از در رفت بیرون ، بهترش از پنجره بیاد تو ، مثل صاحبخونه ای در استرالیا که آتش سوزیهای گسترده نه تنها خانه او ، بلکه خانه عده کثیری رو سوزاند . 

به گزارش ( خبرگزاری مترو ) وقتی خانه این مرد در آتش سوخت و غم دنیا آوار شد رو سرش ، همانموقع بهش خبر رسید که چه نشسته ای غصه نخور چون برنده یک میلیون دلار پول نقد شده ای ! او خبر نداشت که همسرش یک بلیط بخت آزمائی خریده و درست در این زمان شانس از پنجره خانه سوخته اش وارد شده و او میتواند خانه ای بس زیبا بخرد . این شانس زمانی بیشتر جلوه داشت که  همسایگانش به خاک سیاه افتاده وهم خانه هایشان سوخته بود و هم بیش از بیست و پنج نفر از آنها در آتش سوختند ! 

 

خانه دوست کجاست وقتی دوستی نباشه !

خب وقتی موهبت خانه را دریافتیم باید به این رفیق تمام عیار ایوالله بگیم که از دار دنیا فقط یک خانه داشت که آنرا برای عشقش به سینی بخشش سپرد ! به گزارش خبرگزاری ( آدیتی سنترال ) آقای ادی کالینز وقتی سگ نگهبانش را گم کرده ، با مراجعه به دفاتر قانونی یک قرارداد تنظیم کرد و خانه اش را در مقابل پیدا شدن سگش ، به یابنده منتقل میکند ! او در مقابل سئوال خبرنگاران که میخواستند علت این تصمیم عجیب را بپرسند فقط گفت : (او سگم نبود ، دوستم بود ! )

تا شماره بعد با آرزوئی صمیمانه که الهی همه صاحب خانه شوند ، پیشنهاد میدهیم در رابطه با ملک فقط به ماملک بامیلوکس تکیه دهید.

 

مطالب مرتبط

نبض مالیات مسکن در دنیا چگونه میزنه ؟

  صحبت از اینه که از خونه های خالی مالیات بگیرند ! خب خیلی هم خوبه هر چند که خیلی هم دیر شده ولی باز ارزش رضایت مندی رو داره ! آخه با توجه به بحران مسکن که سایه اش افتاده بر سر مملکت و همین امر هم باعث اختلاف طبقاتی شده ، رسیدگی به این مهم ارزش بالائی داره […]

نبض خانه و ملک در دنیا چگونه میزنه ؟!

  خانه هائیکه نیاز به زمین ندارند ! بعداز کش و قوسهای خانه و اجاره بها که سوژه خاص و عام شده و پیشنهاد ( عجیب الخلقه !) ساخت خانه های بیست متری برای توده مردم و بیخانمانها ! خبری رسید که بار سنگین این روزهای دولت را از دوشش برمیدارد . با این خبر بهتره تا برای ساخت انبوه سازی خانه های نقلی دست نگه داشته شود چون نقلی ترش اومد به بازار ! […]

وزیر راه و شهرسازی: خانواده‌های ۵نفره و زوج‌های خانه‌اولی در اولویت دریافت تسهیلات کمک‌ودیعه مسکن/ افزایش ۸۰۰ درصدی صدور کد رهگیری/ نقل و انتقال اثاثیه ۸۹ درصد کاهش یافته است

  وزیر راه و شهرسازی خانواده‌های ۵ نفره و زوج‌های خانه‌اولی را اولویت نخست تسهیلات کمک‌ودیعه مسکن خواند و گفت: کد رهگیری اجاره‌نامه و برخورداری از حقوق ثابت از شروط پرداخت این تسهیلات است […]

0 نظر ثبت شده است.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عکس خوانده نمی شود