روانشناسی رنگ و فرم در طراحی داخلی ( قسمت دوم )

روانشناسی رنگ و فرم  در طراحی داخلی ( قسمت دوم )

به نوعی همان تکه رنگ نا متعارف که اینجا رنگ زرد را مثال زده ایم ، یه عالمه انرژی مثبت بهمون بده ! حالا امکان داره یکی از در وارد شه بگه : فلانی این چیه زدی اینجا یا این چه رنگیه ؟ اما واقعیت اینه که شاید همون یه تکه رنگ برای شما حکم داروی روانی و آزادگی ذهنی را داشته باشد ! 

شاید یک سازه ای به جای یک تابلوی گران قیمت در کنار سالن حال اعضای خانه را خوب کند ! آیا این جسارت را داریم تا فرضا یک کنده درخت را در گوشه سالن بگذاریم و از یک آنتیک گرانبها چشم بپوشیم ؟ 

شاید یک تنه درخت کوچک انرژی مثبت را در خانه پخش کند و شاید همان آنتیک گرانبها روح و روان ما را دچار افسردگی کرده و اصطلاحا انرژی منفی را در ما تزریق کند ! چقدر ما دکوراسیون روان خود را میشناسیم ؟ اگر ما نتوانیم چیندمان ذهنی خود را کنترل کنیم ، هیچکدام از وسایل زندگی ما قابلیت رها سازی ما را نخواهد داشت !  

اغلب منازل رنگ در و دیوارشون برای استفاده از نور مساعد و بزرگ نشان دادن ، شامل شده از سفید استخونی ، طوسی یا کرم روشن ! گاه گداری اندک تنوعی در اتاقها با صورتی یا آبی به کار میگیریم . اما آیا همه افراد با این رنگهای واحد کنار می آیند ؟! جالب اینجاست که تمام اماکنی که پا میگذارند خواه منازل فک و فامیل باشد یا محیط های کار ، باز از این قاعده پیروی میکنند . به طور کلی تمام دریچه چشم پر میشه از این چند رنگ کلیشه ای ! آیا همه با این رنگها عجینند ؟ یعنی این امکان وجود نداره که شاید دیدن مکرر یکی از این رنگها ، به طور ناخود آگاه ذهن رو دچار آلرژی دیداری بکند ؟! 

چه بسا با کوچکترین تغییری در رنگ و فرم ، ذهن رها شده و آن آرامشی که نیاز جسم و روان ماست ، به دست بیاد! چیزی شبیه فنگ شوئی چینیها . اگر بتوانیم خصوصیات درونی خود را بشناسیم و اینکه بدانیم روحیه ما با چه رنگ و فرم و متریالی انس و الفت داره ، خیلی از مشکلات زندگی مون رو از خودمون دور کرده و کنترل انرژی لازم خود را به دست میآوریم .

اغلب شکل و شمایل منزلمون از کودکی تا بزرگسالی پر شده از رنگهای تیره و یکنواخت ! چرا اغلب نمیدانیم فقط عادته . بهترین و راحت ترین توضیح و توجیه استفاده از واژه چرکتابه ! میز و صندلی چوبی قهوه ای ، فرشهای عمدتا با رنگهای تیره سرمه ای ، مشکی یا قهوه ای ، مخصوصا یک هیکل و هیبت عجیب و غریب با نام نامانوس بوفه که متاسفانه آنهم اغلب قهو ای تندی میباشد در گوشه سالن عرض اندام میکند ! حالا کارایش چیه ؟ کلی بلور و کریستال ! آیا میدانیم این به رخ کشیدن لوازمات غیر ضروری شاید حکم میخی در ذهن ما داشته باشد ؟! همه اینه به خاطر اینست که ما از استفاده بهینه از گوشه کنار محل زندگیمون ، ناتوانیم !!.... 

احتمال دارد که لوازم منزل شیک و گران باشد ولی آیا کنار هم احساس هارمونی و یکدستی به وجود می آورد ؟ شاید این ناهنجاری به واسطه رنگ و فرم و جنس لوازم و حتی اندازه آنها ، چشم و روان مخاطب را آزار دهد . به هر حال ما برای راحتی زندگی میکنیم و با سختی سعی میکنیم آنرا به دست بیاوریم پس گیرها و موانع زندگی را بشناسیم . 

برای هر دردی درمان و درمانگری هست ولی برای روانشناسی چگونگی دکوراسیون ، روانگری داریم؟ چرا نباید روانشناس رنگ و فرم داشته باشیم ؟ باور داشته باشیم هر نفر برای تنفس راحت باید فارغ از رنگهای اذیت کننده باشد و چه کسی باید تشخیص بدهد این مهم را ؟! چقدر این مراکزی که این روزها در این معقوله فعالند ، میتوانند به شناخت انسانها کمک کنند؟ به هر حال متخصص واقعی رنگ وفرم و درمانگر دکوراسیون برای چیندمان زندگی از ضروریات است! چه بسا بر اثر بی توجهی امکان دارد تا بعضی از بیماریهای روانی و افسردگی تشدید بشود. 

 


به ماملک بامیلوکس تکیه دهید

0 نظر ثبت شده است.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عکس خوانده نمی شود