مرز بازسازی و ساخت و ساز کجاست؟

مرز بازسازی و ساخت و ساز کجاست؟

در ابتدا باید بدانیم به دو علت دست به تیشه میشیم . یکی بازسازیه یکی کوبیدن و از نو ساختن ! اغلب کوبیدن ملک برای رسیدن به خانه یا آپارتمانی نوساز ، بالطبع به خاطر بار کلنگی ملکه ! البته به ندرت هم پیش میاد که ملکی را که هنوز قابل سکونت و بهره وری از آن تمام نشده و به جرات میشه گفت شاید تا ده پانزده سال هنوز سقفش معتبره ، زیر کلنگ معماران رفته و فرو میریزد ! خب همنگونه که اشاره شد ، این مورد ندرتا پیش میاد و بیشتر جنبه انتفاعیش مد نظره ! اینکه چرا سازمانی نیست که نظارتی بر این مهم داشته باشه و به دلایلی مانع از تخریب بشود ، بماند .

چند وقت پیش گزارشی در چند جریده به رشته تحریر در آمد که آمار وحشتناک و تکان دهنده ای از دور ریز نخاله های ساختمانی اشاره کرده بود . در این گزارش با دلیل منطقی آورده بود که با نابودی بدون علت مصالح سالم ، چه ثروت عظیمی از داشته های مملکت زیر خاک مدفون میشود .

 جای دیگری مقاله ای نوشته شده بود که چرا نباید مصالح به گونه ای تولید شود که عمر بنا اینقدر کوتاه باشه که به یک چشم به هم زدن لقب کلنگی به آن اطلاق شود . خب این یک پارادوکس و دوگانگیه ! 

اینکه در زمان احداث یک بنا ، چه برج بلند مرتبه باشه یا یک ویلای مستقل ، باید با در نظر گرفتن شرایط ماندگاری آن از نظر طراحی و زیبا سازی ، معماری نقشه کشی ، مصالح و قدرت ساخت به بنائی برسیم که حاصل آن چشم انداز جذاب سالیان باشد ، از اصول ساختمان سازی باید باشه ! چه در تفکر مالک و سازنده چه از نظر نهاد مجوز ده .

حال اگر چنین بینشی حاکم شود ، مصالح ساختمانی میتواند به صورت بهینه ، در جای دیگر تبدیل به خانه های جدید برای نیازمندان باشد نه اینکه با اندیشه های سود جویانه برای رسیدن به منافع بیشتر ، خانه های جاندار را به خانه هائی به شکل جدید در آورده و به اصطلاح تولید ساخ و ساز را توام با هرج و مرج عجین کنیم ! 

وقتی صحبت از هرج و مرج تولید ساخت و ساز میشه ، از تخریب تا عملیات ساخت را پوشش میده و به قول بچه های ترابری که وظیفه حمل و نقل نخاله ها را به عهده داشتند ، عملیات آپاچی وار ! ( البته به احترام به قوم آپاچی چون از نظر نگارنده قصد توهین به قوم های سرخ پوست نبوده و فقط فرهنگ متداول عامه که بین این قشر جاری بوده را اشاره کرده ایم ) بله زمانی این تخریب گران محترم به شدت به رانندگان خاورهای بارکش فشار میآوردند که هرچه سریعتر آوار را از محل منتقل کرده و در مکانی که قرار داشتند برده و تخلیه کنند . تا اینجای قضیه به نظر عادی میاد اما از زمانی واژه هرج و مرج شکل میگیره که رانندگان گرامی برای به دست آوردن شیفت بیشتر ، از سیاهی شب استفاده میکردند و در نقاطی از شهر که از دید پنهان بود ، نخاله ها را تخلیه و به سرعت فرار! بله به واقع فرار میکردند و مجددا در صف نوبت قرار میگرفتند برای بار بعدی !


تا اینجای مطلب تا ی استراحتی کنیم با قسمت بعدی و ادامه این ماجرا خدمت برسیم 
پس تا قسمت بعدی به ماملک بامیلوکس کیه دهید

مطالب مرتبط

( ازغار نشینی انسانهای اولیه تا ابر نشینی انسانهای امروزی ) قسمت دوم

  بهمانی اولین طراح معماری در خانه !! در قسمت قبلی به اینجا رسیدیم که شاخک فردی به نام ( فلانی ) بابت واحد فول امکانات ( بهمانی ) تیز شده بود ، هوس تصرف عدوانی غار مربوطه را میکند ! حالا ادامه ماجرای ساختمانهای انسانهای اولیه ! […]

( از غارنشینی انسانهای اولیه تا ابر نشینی انسانهای امروزی ) قسمت اول

  سایت بامیلوکس تقدیم میکند . ( مانیفستی به شیوه بامیلوکس ! ) زمانی که انسان اولیه آتش را کشف کرد ، دوست داشت تا استفاده بهینه از این کشف مهمش بکنه ! وقتی باد و بارون میومد و آتشش خاموش میشد ، با دلخوری سنگ چخماق رو به کار میگرفت تا باز آتش بر پا کنند . […]

رنگ در ساختمان

  رنگ آمیزی و رنگ برای ماملک خانه از ساده‌ترین راهکار هایی هست که می توانید برای بازسازی آپارتمان ها و منازل خود استفاده کنید […]

0 نظر ثبت شده است.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عکس خوانده نمی شود