( از غارنشینی انسانهای اولیه تا ابر نشینی انسانهای امروزی ) قسمت اول

( از غارنشینی انسانهای اولیه  تا ابر نشینی انسانهای امروزی ) قسمت اول

پس بر آن شد تا از آتشش مراقبت بکنه ! اونم کجا ؟ زیر یک سقف ! پس او هم به فکر یه سقف بود .

جدا از این همواره میخواست تا خودش هم از گزند مسائل جوی و حمله حیوانات در امان باشه و با آرامش سری روی بالش ، ببخشید سری روی سنگ گذاشته و لحظاتی را با فراق بال بخوابه  و استراحت کنه !البته این دغدغه ها شامل حال همه آدمهای اولیه میشد .

یکی از این آدمهای نخستین به نام ( بهمانی ) که خوش فکر تر از بقیه هم بود ، بر آن شد که برای خانواده اش کاری بکنه ، بالاخره بعد از قدری فکر کردن  به فکرساخت  یه سرپناه افتاد . 

با اعضای خانواده نشستند و شور دادند که برای یه چهاردیواری مطمئن ، چکنیم ؟ بعد از کلی شور و مشورت بالاخره فکری به نظرشون رسید . پس بلند شدند و هر کدوم افتادند به جون قسمتی ازکوه تا برای خودشون ، حفره ای بکنند. 

وقتی حفره خانواده ( بهمانی )  از آب و گل دراومد ، خیالشون راحت شد . وقتی خیالشون راحت شد ، یواش یواش به فکر بهینه کردن حفره شون افتادند که حالا چیکار کنیم برای بچه ها ؟! آخه شبها تو لنگ وپاچه همیم ! 

بچه ها هم بزرگ شدند و تو خواب حرفهائی میزنند که صلاح نیست ما بشنویم ! حرفهائی که حتما باید براشون ، آستین بالا بزنیم ! البته اینجا ابهامی وجود داره که در آن زمان لباسها آستین داشتند یا نه ؟!

باز جلسه و شورای خانوادگی و باز به نتیجه رسیدند که باید حفره هائی با ویژگی هائی خاص برای بچه ها آماده کنند . 

پس شروع کردن به بازسازی ، حفره ها رو عمیق تر و بالاترو طبقاتی ساختند . البته قبل از این عملیات بر آن شدند که یه نامی برای حفره ها درست کنند . آخه حفره که نشد اسم ! اول گفتند بذاریم سوراخ کوهی ! دیدند زیاد جالب نیست یه کم ضد اخلاقیه ! 

بعد گفتند میذاریم شکافی برای خانواده ! بازم زیاد دلنشین نبود و در ضمن طولانی هم بود ، بعد از پیشنهاد چند اسم دیگه ، رسیدند به کلمه (غار ) .

 از نظر گفتاری (حرف غین ) هم راحت تو دهنشون میپیچید ، پس غار را انتخاب کردند . خب حالا با این غارها چکنند که بچه ها راحت باشند !؟

 باز شورا و نتیجه این شد که باید در این غار طبقه هم بزنند و زدند ، اما هنوز عقلشون نمیرسید که اسمش رو بذارند غارهای دوبلکس! به هر حال این غار شد یک واحد جذاب و به اصطلاح فول امکانات ( البته در آن زمان ! ) از این رو موقعیت این غار به سرعت در بین آدمهای نخستین پیچید و همین امر باعث شد تا حساسیتها و به دنبال آن حسادتها آغاز بشود . 

به تدریج حسادت آدمهای اولیه تحریک شد وبین آنها پچ پچ شروع شد !

( با تحقیقاتی که به عمل آمده ، واژه پچ پچ و چگونگی عمل آن ، از این تاریخ برای بشریت ، ثبت شده است ! ) 

خلاصه پچ پچ کردند که چرا بهمانی آره ما نه !  شروع کردن به راه حل پیدا کردن ! یکی از این آدمهای زورگو ، آدم اولیه ای بود به نام ( فلانی ) !  

در قسمت دوم اولین درگیری بین مالکین مسکن که در تاریخ ثبت شده را !! حتما دنبال کنید ! ما قصد داریم به معماری در خانه برسیم ! پس تا قسمت بعدی یادتون باشه در حوزه ملک و ساختمان ( به ماملک بامیلوکس تکیه دهید ! )

 

 

 

0 نظر ثبت شده است.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عکس خوانده نمی شود